معنی (درباره مالیات) مشمول مالیات تصاعدی، فارغالتحصیل , تغییریافتن، درجهبندی کردن، تغلیظ کردن درجهدار(از دانشکدهیا دانشگاه)، دیپلمه، لیسانسیه شدن، (امر.)دورهاموزشگاهی را بپایان رساندن، بتدریج , فارغ التحصیل، پیمانهدرجهدار، لوله مدرج، درجهدار, معنی (درباره مالیات) مشمول مالیات تصاعدی، فارغالتحصیل پ تغییریافتن، درجهبندی کردن، تغلیظ کردن درجهدار(از دانشکدهیا دانشگاه)، دیپلمه، لیسانسیه شدن، (امرپ)دورهاموزشگاهی را بپایان رساندن، بتدریج پ فارغ التحصیل، پیمانهدرجهدار، لوله مدرج، درجهدار, معنی (bcfاci kاgdh) kakmg kاgdh تwاubd، tاcyاgتpwdg , تyddcdاtتj، bc[ifjbd lcbj، تygd' lcbj bc[ibاc(اx bاjalbidا bاja;اi)، bd/gki، gdsاjsdi abj، (اkc,)bmciاkmxa;اid cا f/اdاj csاjbj، fتbcd[ , tاcy اgتpwdg، /dkاjibc[ibاc، gmgi kbc[، bc[ibاc, معنی اصطلاح (درباره مالیات) مشمول مالیات تصاعدی، فارغالتحصیل , تغییریافتن، درجهبندی کردن، تغلیظ کردن درجهدار(از دانشکدهیا دانشگاه)، دیپلمه، لیسانسیه شدن، (امر.)دورهاموزشگاهی را بپایان رساندن، بتدریج , فارغ التحصیل، پیمانهدرجهدار، لوله مدرج، درجهدار, معادل (درباره مالیات) مشمول مالیات تصاعدی، فارغالتحصیل , تغییریافتن، درجهبندی کردن، تغلیظ کردن درجهدار(از دانشکدهیا دانشگاه)، دیپلمه، لیسانسیه شدن، (امر.)دورهاموزشگاهی را بپایان رساندن، بتدریج , فارغ التحصیل، پیمانهدرجهدار، لوله مدرج، درجهدار, (درباره مالیات) مشمول مالیات تصاعدی، فارغالتحصیل , تغییریافتن، درجهبندی کردن، تغلیظ کردن درجهدار(از دانشکدهیا دانشگاه)، دیپلمه، لیسانسیه شدن، (امر.)دورهاموزشگاهی را بپایان رساندن، بتدریج , فارغ التحصیل، پیمانهدرجهدار، لوله مدرج، درجهدار چی میشه؟, (درباره مالیات) مشمول مالیات تصاعدی، فارغالتحصیل , تغییریافتن، درجهبندی کردن، تغلیظ کردن درجهدار(از دانشکدهیا دانشگاه)، دیپلمه، لیسانسیه شدن، (امر.)دورهاموزشگاهی را بپایان رساندن، بتدریج , فارغ التحصیل، پیمانهدرجهدار، لوله مدرج، درجهدار یعنی چی؟, (درباره مالیات) مشمول مالیات تصاعدی، فارغالتحصیل , تغییریافتن، درجهبندی کردن، تغلیظ کردن درجهدار(از دانشکدهیا دانشگاه)، دیپلمه، لیسانسیه شدن، (امر.)دورهاموزشگاهی را بپایان رساندن، بتدریج , فارغ التحصیل، پیمانهدرجهدار، لوله مدرج، درجهدار synonym, (درباره مالیات) مشمول مالیات تصاعدی، فارغالتحصیل , تغییریافتن، درجهبندی کردن، تغلیظ کردن درجهدار(از دانشکدهیا دانشگاه)، دیپلمه، لیسانسیه شدن، (امر.)دورهاموزشگاهی را بپایان رساندن، بتدریج , فارغ التحصیل، پیمانهدرجهدار، لوله مدرج، درجهدار definition,